ارسالی توسط یک جوان مصمم و آرمان گرا و شاید زبان حال بسیاری از جوانان . شما چگونه فکر می کنید و ازکجا و چگونه آغاز می کنید ؟
باز هم سال نو آمد هر ایرانی در هر کجای دنیا را به تکاپو انداخت. سال ۸۸ هم با تمام فراز و نشیب هایش به روزهای آخر خود رسیده است. زمان کودکی را به یاد دارم که با آمددن عید چگونه مسرور می شدم نمی دانم چرا، شاید به خاطر تعطیلی مدارس بود وشاید هم عیدی و بازی و دور هم بودنهای عید من رو اینجور به و جد می آورد ولی امروز رو نمی دونم. نمی دونم که باید شاد باشم یا غمگین از اومدن دوباره عید. بعضی وقتا با خودم می گم خوش به حال بچه ها چقدر بی خیال و بی دغدغه زندگی می کنند. خیلی جالبه تا وقتی بچه هستیم آرزوی بزرگ شدن رو داریم و وقتی بزرگ می شیم حسرت دوران کودکی رو می خوریم.
هر سال که می گذره امیدم کمتر می شه و من از این می ترسم. تا چند سال قبل آرزوهایم خیلی بزرگ بودند ولی هر لحظه و هر ساعت که می گذرد اون آرزوها برام کمرنگ تر می شن و دست یافتن بهشون برام سخت تر میشه و به جایی می رسم که احساس می کنم این من همون من سالهای پیش نیست همون منی که می خواست همه چیز رو تغییر بده و دنیا رو بهتر کنه ولی امروز تو اصلاح خودش هم به بن بست رسیده . واقعا از کجا باید آغاز کرد از چی باید آغاز کرد هر سال داره میاد و می ره من هنوز هم در آغازم.
هر وقت خواستم شروع کنم چیزی یا کسی مانعم شد و مرا از حرکت باز ایستاند او کیست که شروع مرا نا تمام می گذارد او کیست؟ کیست؟ باز هم مقصر می جویم اما دیگر نمی خواهم دنبال مقصر باشم مقصر اصلی خود من هستم .من. این من هستم که من را ناامید می کند من. و من باید این من را از بین ببرم و او را در خود بکشم.
می خواهم تا کسی، چیزی و یا نشانه ای از ماورا راه را به من نشان بدهد راهی که مطمئن باشم به جاودانگی ختم می شود سالها به انتظار نشستم تا نشانه ای از را ه برسد و مرا آگاه سازد و یا کسی بیاید و آگاهم سازد. غافل از اینکه تمام این گیتی را نشانه ها فرا گرفته است و من فقط باید چشم و گوش دل را باز کنم تا بتوانم آنها را هر چه بهتر دریابم.
و اما بهار خود یک آیه الهی است. یک نشانه است .بهار به ما می آموزد شروعی دوباره را .شروعی سر سبز شاداب و با نشاط ومن این بار از بهار آغاز می کنم از بهار همیشه جاوید به امید اینکه این آغاز سرانجامش فلاح و رستگاری باشد.
نویسنده : ع.ر
یک شبی مجنون نمازش را شکست ارسالی توسط احمد تقوی |
به یاد حاج حسن کریمی که عمری رادر طاعت و عبادت خدا و خدمت به بندگان خدا و ترویج مکتب اهل بیت و نوکری امام حسین گذراند . روحش شاد و با موالیانش محشور باد .
(چه بسا برای بسیاری از ما پیش آمده باشد، بعضی وقتها شرایط آنچنان برای برخی سخت می شود که دیگر زندگی پیش چشمشان تیره و تار می گردد. در این گونه موارد عکس العمل بسیاری از افراد، آرزوی مرگ است. اما آیا مرگ به خودی خود، امری مطلوب است و موفقیت به شمار می آید؟
می دانیم که مکتبهائی در جهان بوده اند (و شاید الان هم باشند) که رابطه انسان را با جهان و به تعبیر دیگر رابطه روح را با بدن، از نوع رابطه زندانی با زندان و رابطه مرغ با قفس می دانسته اند. طبیعتا از نظر این مکتبها، مردن خلاصی و آزادی است و خودکشی نیز مجاز می باشد. طبق این نظریه، ارزش مرگ، ارزشی مثبت است. لذا مرگ برای هر کس باید امر مطلوبی باشد و مرگ هیچ کس تأسف ندارد؛ چرا که آزادی از زندان و شکسته شدن قفس تأسف ندارد، بلکه جای شادی دارد.
نظریه دیگر اینست که مرگ، عدم و نیستی است، فنای کامل است،" نابودی" است و بر عکس آن، زندگی، وجود و هستی است. لذا زندگی هر چه باشد و به هر شکل که باشد بر مرگ ترجیح دارد؛ چرا که بدیهی است هستی بر نیستی و بودن بر نبودن، ترجیح دارد.
نظریه دیگر این است که مرگ، نیستی و نابودی نیست، بلکه انتقال از جهانی به جهانی دیگر است، اما رابطه انسان با جهان و رابطه روح با بدن از نوع رابطه زندانی با زندان و مرغ با قفس نیست، بلکه از نوع رابطه دانشجو با دانشگاه است. درست است که دانشجو از خانه و معاشرت با دوستان و احیانا از وطن دور افتاده و در فضای محدود دانشگاه به تحصیل مشغول است، ولی راه زندگی سعادتمندانه در جامعه را گذراندن موفقیت آمیز دوره دانشگاه می داند.
رابطه دنیا با آخرت و رابطه روح با بدن، چنین رابطه ای است. .
اولیاء خدا به منزله همان دانشجوی موفقند که انتقال به جهان دیگر که نامش مرگ است، برای آنها یک آرزو است،آرزوئی که لحظه ای قرار برای آنها باقی نمی گذارد. در عین حال اولیاء خدا هرگز به استقبال مرگ نمی روند، زیرا می دانند تنها فرصت کار و عمل و تکامل، همین چیزی است که نامش را عمر گذاشته ایم. می دانند هر چه بیشتر بمانند، بهتر کمالات انسانی را طی می کنند، لذا بکلی با مرگ مبارزه می کنند و از خداوند متعال همواره طول عمر طلب می کنند.
اما اولیاء خدا در دو مورد است که از خواستن طول عمر صرف نظر می کنند. یکی شهادت است. اولیاء خدا مرگ به صورت شهادت را بدون هیچ شرطی از خدا طلب می کنند؛ زیرا شهادت هر دو خصلت را دارد، هم عمل و هم تکامل است.
دومین مورد، آنگاه است که احساس کنند وضعی دارند که دیگر هر چه بیشتر بمانند، نه تنها توفیق بیشتری در طاعت نمی یابند، بلکه بر عکس به جای تکامل، تناقص می یابند.
این منطق و این گونه نگریستن به مرگ را امام علی بن الحسین (علیه السلام) در عبارتی کوتاه، اما عمیق و ژرف از دعای مکارم الاخلاق به ما می آموزند. آن حضرت این گونه با خدای خویش به نجوا می نشینند: " خدایا! مرا عمر عطا کن تا هنگامی که عمرم صرف اطاعت بشود، (اما) اگر بناست که زندگیم چراگاه شیطان گردد، مرا هر چه زودتر به سوی خود ببر."
حال به راستی من و شما چگونه به مرگ می نگریم؟
(برگرفته از مقاله "شهید"، تألیف شهید مرتضی مطهری (با اندکی تصرف و تلخیص))
خداوندا حاج حسن کریمی که در یک چشم بهم زدن به دیار باقی شتافت و همه را درغم و ماتم فرو برد باشهیدان و سرور شهیدان ؛ اقا و ومولایش حسین علیه السلام محشور بفرما
دوستی که دلش از کاستیها و ضعف ها به در د امده بود شکواییه ای از سر در د برای ما فرستاد که ما با تغییراتی اندک و یا بسیار انرا به شکل ذیل در اوردیم . امید واریم توانسته باشیم دل اورا بیشتر به در د نیاورده باشیم و بلکه به دست اورده باشیم . به حق صاحب این روز مبارک .
دلم به خاطر خودم می سوزد
وقتی خداانسان رو خلق کرد در حقیقت اشرف مخلوقاتش را افرید اونو خلیفه
خودش رو زمین کردوبه خودش بالید و به خودش افرین گفت ...( تبارک الله احسن
الخالقین) .
موجودی با پیجیدگیهای فوق العاده و شگفتیای عمیق . جمع همه فضایل و همه رذایل . از منهای بینهایت تا به اضافه بینهایت . از قابیل تا هابیل . از نمرود تا ابراهیم . از فرعون تاموسی. از ......تا محمد . از ....تا علی . ار ....تافاطمه . از .......تاحسن . از.......تا حسین . ........................و در پایان از .......تا مهدی بقیت الله .
و امروز از ........تا .......... شناخته یا ناشناخته . اینجایا انجا .
ادمهایی در اسفل السافلین و انسانهایی در اعلاعلیین .
دلم به خاطر خودم می سوزد.
که نتوانستم از این همه ظرفیت عظیمی که او در وجودم به ارمغان نهاده است در مسیر حرکت به سوی اعلاعلیین به نحو مطلوب استفاده کنم. او حجت را برما تمام کرده است . به ما نعمت عقل داده است . انبیاالهی رایکی پس از دیگری گسیل داشته است. و اولیا را در پی انها .و اکنون این ماییم که درسیر منهای بینهایت تا به اضافه بینهایت باید موقعیت خود را تعیین کنیم .
خدایا من به کرم و فضل و عنایت تو امیدوارم و از عملکرد خودم شرمسارم . خدایابر انها بیفزا و از شرمساریم بکاه .
خدایا اینطور نباشه که هر سال فقط موقع شبهای قدر به یادتو باشیم و بقیه سال .......
اونم نه به خاطر تو .نه . به خاطر خودمون به خاطر گند کاری هایی که توی
سال کردیم و حالا میترسیم صداش در بیاد ..... خدا دلم برای خودم میسوزه .اگه من
یکی از بنده هاتم’ که خیلی از معرکه پرتم و تا اهداف بلند خلقت خیلی فاصله دارم و سرافکنده ام.......ولی ایشالا بقیه در پیشگاهت سر افراز باشند.
وماهم به لطف و کرمت امیدواریم .
خدایا در این روز عزیز که میلاد دو عزیز از حنس اعلاعلیین ( پیامبر اکرم ص و امام صادق ع ) در ان واقع شده مارادر سیر به سوی خودت موفق بدار . که توفیق نیز از سوی توست . من الله التوفیق و علیه التکلان
به آرامی آغاز به مردن میکنی
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر بردهی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامیدارند،
و ضربان قلبت را تندتر میکنند،
دوری کنی ...
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر هنگامی که با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگیات
ورای مصلحتاندیشی بروی . . .
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن