با تشکر از یک مادری که قصد دارد برای وبلاگ خانوادگی ما سلسله مطالبی بنویسد ؛ شمارا به مطالعه اولین مطلب ایشان دعوت می نمایم .
از آنجا که وبلاگ یک وبلاگ خانودگی است تصمیم دارم اگر خدا مدد رساند مطلب دنباله داری درباره تربیت و رشد کودکانمان از منظر معصومین و متخصصین تعلیم وتربیت بنویسم
کودکانمان بهانهای برای زیستنمان(۱)
خواسته طبیعی و فطری همه انسانها داشتن فرزند شایسته است.اما لازمه داشتن فرزندی شایسته پدر و مادری شایسته است که از نیازهای معنوی وجسمانی کودک با خبر بوده و بر اساس آنها با کودک رفتاری شایسته انجام دهد.
بازی برای کودکان از مهمترین و جدی ترین نیازهای حیات است . بستر رشد وتکامل اوست و نقش بزرگی در تربیت جسمانی و اجتماعی او دارد . در احادیث و سیره معصومین احادیث فراوانی درباره بازی با کودکان وشاد کردن آنها آنها آمده است که در زیر تعدادی از آنها را باهم می خوانیم:
روزی پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله برای نماز به مسجد می رفتند. در راه گروهی از کودکان انصار بازی میکردند که تا آن حضرت را دیدند، دور او جمع شدند و به دامن او آویختند به گمان اینکه چون آن حضرت همواره حسن و حسین علیهماالسلام را بر دوش خود میگرفت، این بار آنها را نیز به دوش بگیرد. پیامبر از یک سو نمیخواست آنها را برنجاند و از سویی دیگر مردم در مسجد منتظرش بودند و میخواست خود را به مسجد برساند. در این حال، بلال حبشی از مسجد بیرون آمد و به جستوجوی پیامبر پرداخت. پس از مدتی، آن حضرت را کنار گروهی از کودکان یافت و جریان را فهمید. خواست کودکان را تنبیه کند، ولی پیامبر او را از این کار نهی کرد و فرمود: «تنگ شدن وقت نماز، برای من بهتر از رنجاندن کودکان است.» آنگاه به بلال فرمود: «به خانه برو و آنچه از گردو یا خرما یافتی، بیاور تا خود را از این کودکان بازخرید کنم.» بلال رفت و پس از جستوجو، هشت دانه گردو یافت و آن را به حضور پیامبر آورد. پیامبر آنها را میان کودکان تقسیم کرد و بدین گونه کودکان راضی شدند آن حضرت را آزاد کنند.
پیامبر اکرم (ص):خانه ای در بهشت است که به آن خانهٔ شادی گفته میشود هر کسی که کودکان را شاد کرده باشد وارد آن میشود.
امام کاظم (ع):خوب است که بچه در کودکی بازیگوش باشد تا در بزرگسالی بردبار گردد. باید اجازهٔ بازی به کودک داد و با او کودکی کرد.
امام علی (ع):هر کس فرزند دارد باید کودکی کند
سلام دوست عزیزم
امیدوارم که منو به خاطر این غیبت نسبتا طولانی ببخشی.
منتظر بودم وبلاگ رو پر رونق تر ببینم ولی...؟!؟!؟!؟ چرا؟؟؟؟؟
نه مطلب جدیدی!! ونه نظری؟
سرتون خیلی شلوغ شده؟
آره دیگه با ....بایدم تو تعطیلات سرتون شلوغ بشه!!1
به هر حال من هستم. میتونید رو کمک من حساب کنید.
داشتم با آبجیم در مورد دوست معمولی و دوست واقعی بحث میکردیم.
گفتم شاید بد نباشه دوستان دیگه هم نظراتشون رو بگن.
به نظر من:
یه دوست معمولی وقتی میاد خونت، مثل مهمون رفتار می کنه
ولی
یه دوست واقعی درِ یخچال رو باز میکنه و از خودش پذیرایی می کنه
یه دوست معمولی هرگز گریه تو رو ندیده.
ولی
یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه
یه دوست معمولی اسم کوچیک پدر و مادر تو رو نمی دونه
ولی
یه دوست واقعی اسم و شماره تلفن اون ها رو تو دفترش داره
یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت می آره
ولی
یه دوست واقعی زودتر میآد تا تو آشپزی بهت کمک کنه و دیرتر می ره تا به کمکت همه جا رو جمع و جور کنه
یه دوست معمولی متنفره از این که وقتی رفته که بخوابه بهش تلفن کنی
ولی
یه دوست واقعی می پرسه چرا یه مدته طولانیه که زنگ نمی زنی؟
یه دوست معمولی ازت می خواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی
ولی
یه دوست واقعی ازت می خواد که مشکلاتت را حل کنه
یه دوست معمولی وقتی بین تون بحثی میشه دوستی رو تموم شده می دونه
ولی
یه دوست واقعی بهت بعد از یه دعواهم زنگ می زنه
یه دوست معمولی همیشه ازت انتظار داره.
ولی
یه دوست واقعی می خواد که تو همیشه رو کمکش حساب کنی
یک دوست معمولی از درونت بی خبره
ولی
یک دوست واقعی سعی می کنه درونتو بفهمه
نظر شما چیه؟؟
پاسخ : نظر ماهم یه چیزی نزدیک به نظر شما و بقیه هم خوبه نظر بدن .
روی کمک شما هم در وبلاگ و هم در جاهای دیگه مدتهاست حساب بازکردیم. به امید دیدار رو در رو .موفق باشید
دوست عزیز ما مهدی دوست دارد یک نظر سنجی بکند و نظر دوستان را در مورد نوع نگاهشان به این دنیا و خواست آنها از زندگی بپرسد . او نوشته است :
(مُخواستم یک نظر سنجی از بینندگان وبلاگ انجام دهم چون این نظرات خیلی برام مهمه اگر اختیار این دنیا در دستانتان بود دوست داشتید دنیاتون چگونه باشه یا به عبارتی دیگه چه چیزی در این دنیا شما را راضی می کنه ؟ اگر کسی هم دوست دارد دنیاش همین شکلی باشه که هست اونم بگه اگر دلیلش را هم بگه ممنون میشم .)
لطفا نظرتون را برای این دوست عزیز ما بگید . امیدوارم که نتیجه بخش برای ایشان و همه باشد.
|