عقیق از دوستی با خدا حرف می زنه:
داشتم با خودم درباره ی دوست داشتن فکر میکردم....
داشتم به اونایی که دوسشون دارم،فکر میکردم......
داشتم فکر می کردم چه جوریه که از یکی خوشمون میاد و از یکی نه؟
می دونید؛
داشتم دوست داشتنامو مرور میکردم.....
داشتم دور و بری های خود مو مرور می کردم و فهمیدم من همیشه توی آدمایی که میشناسم دست به انتخاب میزنم...دیگران هم دست به انتخاب میزنند
انتخاب کردن و انتخاب نشدن،خیلی سخته!
انتخاب شدن و انتخاب نکردن ، خیلی دردناکه!
اما گریزی نیست.....
ما نمی تونیم محبوب همه باشیم،همونجوری که همه محبوب ما نیستند
اما میتونیم قدر دوست داشتن ها رو بدونیم،اون وقته که دوست داشتنی می شیم
قبول دارید؟
دوست داشتن یه حس غریبه،خیلی غریب!
بی اونکه بفهمی میاد سراغت و بی اونکه متوجه بشی تمام زندگیتو عوض می کنه
تغییرهایی که گاهی به ظاهر خوشایند نیستند ،اما به مرور زمان بهترین خاطره ی زندگی مون میشن......
می خوام بگم اگه کسی رو دوست داریم،ممنون خدا باشیم که این موهبت الهی را نصیبمون کرده و بهمون فرصت عاشقی داده،آخه خود خدا عشقه و عشق توی زندگی ما جاریست .....
یادمون باشه دوست داشتن ،آغاز مهربانی و شادی است،نکنه غم روی غمهامون بذاریم با گلایه های بیخودی و توقعات زیادی.....اگه اینجوری بشه ،دیگه عاشقی ،یه حس غریب نیست....یه احساس لذت بخشه که توی رگهای زندگی مون جریان داره......
تا یادم نرفته ،اینم بگم که یه دوستی دارم که همیشه همراهمه و هیچ وقت تنهام نمیذاره
توی تنهایی هام همیشه هست
توی غمهام همیشه هست
شادی هامم هدیه اونه
یکی که همیشه خیلی دوسش داشتم و دارم
چون خالق منه و با تموم بدی هام همیشه دستامو توی دستاش نگه داشته و نذاشته بی پناه بمونم
خدایا خیلی دوستت دارم،خیلی
| حکایت | |
آورده اند که دو گدا بودند که یکی به نرخ روز نان میخورد و دیگری رضا بود به روزی خدا و هر دو فقیر در کنار دروازه شهر به گدایی مشغول بودند. در یکی از روزها سلطان آن زمان از آنجا عبور کرد تا چشم دو فقیر به سلطان افتاد یکی گفت ای قبله عالم همه روزی ما به دست مبارک توست و گدای دیگر گفت خدایا روزی همه به دست توست و آنگاه سلطان سخن هر دو را شنید و به قصرش مراجعت کرد و دستور داد مرغی را سرخ کنند و شکم مرغ را پر از سکه های طلا کنند و به ماموران دستور داد این مرغ را ببرید و به آن فقیری بدهید که می گفت روزی به دست سلطان است و این سکه نقره را بدهید به آن فقیری که می گفت روزی به دست خداست تا آن دو بدانند من که سلطان هستم بیشتر روزی می دهم یا خداوند. فرستنده :احمد تقوی |
ماجرای سفر من و خدا با دوچرخه!
زندگى کردن مثل دوچرخه سوارى است. آدم نمى افتد، مگر این که دست از رکاب زدن بردارد. آن روزها که من رکاب مىزدم و او کمکم مىکرد، تقریباً راه را مىدانستم، اما رکاب زدن دائمى، در جادهاى قابل پیش بینى کسلم مىکرد، چون همیشه کوتاهترین فاصلهها را پیدا مىکردم.
یادم نمىآید کى بود که به من گفت جاهایمان را عوض کنیم، ولى هرچه بود از آن موقع به بعد، اوضاع مثل سابق نبود. خدا با من همراه بود و من پشت سراو رکاب مىزدم.
او مسیرهاى دلپذیر و میانبرهاى اصلى را در کوه ها و لبه پرتگاه ها مى شناخت و از این گذشته میتوانست با حداکثر سرعت براند، گاهى نگران مىشدم و مىپرسیدم، «دارى منو کجا مىبرى» او مىخندید و جوابم را نمىداد و من حس مىکردم دارم کم کم به او اعتماد مىکنم.
او مرا به آدمهایى معرفى کرد که هدایایى را به من مىدادند که به آنها نیاز داشتم.
حالا هدیه ها خیلى زیاد شده بودند و خداوند گفت: «همهشان را ببخش. بار زیادى هستند. خیلى سنگیناند!» او همه رمز و راز هاى دوچرخه سوارى را بلد بود.
من یاد گرفتم چشمهایم را ببندم و در عجیبترین جاها، فقط شبیه به او رکاب بزنم..
این طورى وقتى چشمهایم باز بودند از مناظر اطراف لذت مىبردم و وقتى چشمهایم را مىبستم، نسیم خنکى صورتم را نوازش مىداد.
هر وقت در زندگى احساس مىکنم که دیگر نمىتوانم ادامه بدهم، او لبخند مىزند و فقط مىگوید، رکاب بزن رکاب بزن رکاب بزن این مطلب را یکی از دوستان - امیر گویا - ارسال نموده است .نظرشما در مورد چنین ادبیاتی چیست ؟ ایا می پسندید؟ |
سر انجام سال 1389 هجری شمسی، ساعت 21 و 2 دقیقه و 13 ثانیه روز شنبه، 29 اسفند سال 1388 هجری شمسی، برابر با چهارم ربیعالثانی 1431 هجری قمری و بیستم ماه مارس 2010 میلادی تحویل شد و ما برای دوستان و همه ایرانیان جهان، سالی خوش و پربار همراه با سلامتی و پیروزی آرزو میکنیم. الان ۱۶ روز از سال گذشته است و از لحظه تحویل سال شمارش معکوس پایان سال آغاز گردید . بکوشیم تا از این سال بهره کافی و وافی ببریم و همه اش را به تعطیلی نگذرانیم . واقعا ما در ایران چقدر تعطیلی داریم . غیر از ۱۰۴ پنجشنبه و جمعه
فهرست همه تعطیلی های رسمی کشور در سال آینده به این شرح است:
یکشنبه 1 فروردین - آغاز نوروز
دوشنبه 2 فروردین - عید نوروز
سه شنبه 3 فروردین - عید نوروز
چهارشنبه 4 فروردین - عید نوروز
پنجشنبه 12 فروردین - روز جمهوری اسلامی ایران
جمعه 13 فروردین - روز طبیعت
دوشنبه 27 اردیبهشت 3 جمادی الثانیة 1431 - شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ( 11 ه ق)
جمعه 14 خرداد - رحلت حضرت امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ( 1368 ه ش)
شنبه 15 - خرداد قیام خونین 15 خرداد ( 1342 ه ش)
شنبه 5 تیر 13 رجب 1431 - ولادت حضرت امام علی علیه السلام ( 23 سال قبل از هجرت)
شنبه 19 تیر 27 رجب 1431 ـ مبعث حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ( 13 سال قبل از هجرت)
سه شنبه 5 مرداد 15 شعبان 1431 - ولادت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه ( 255 ه ق)
چهارشنبه 10 شهریور 21 رمضان 1431 - شهادت حضرت علی علیه السلام ( 40 ه ق)
جمعه 19 شهریور 1 شوال 1431 - عید سعید فطر
دوشنبه 12 مهر 25 شوال 1431- شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام ( 148 ه ق)
چهارشنبه 26 آبان 10 ذی الحجه 1431 - عید سعید قربان
پنجشنبه 4 آذر 18 ذی الحجه 1431 - عید سعید غدیر خم ( 10 ه ق)
چهارشنبه 24 آذر 9 محرم 1432 - تاسوعای حسینی
پنجشنبه 25 آذر 10 محرم 1432 - عاشورای حسینی
سه شنبه 5 بهمن 20 صفر 1432 - اربعین حسینی
چهارشنبه 13 بهمن 28 صفر 1432- رحلت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ( 11 ه ق) شهادت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام (50 ه ق)
جمعه 15 بهمن آخر صفر 1432 - شهادت حضرت امام رضا علیه السلام ( 203 ه ق)
جمعه 22 بهمن - پیروزی انقلاب اسلامی ایران و سقوط نظام شاهنشاهی ( 1357 ه ش)
دوشنبه 2 اسفند 17 ربیع الاول 1432 - میلاد حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله ( 53 سال قبل از هجرت) میلاد حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مؤسس مذهب جعفری ( 83 ه ق)
یکشنبه 29 اسفند - روز ملی شدن صنعت نفت ایران ( 1329 ه ش)
بکوشیم تا تا آخرین روز سال بهاری و بانشاط و پرتلاش و سرزنده باشیم و از همه لحظه های ان بهره بگیریم . و تعطیلی بی تعطیلی.